منطقه ی زاگرس میانی که یکی از کهن ترین مناطق ایران و جهان به شمار می رود و در طول چهارهزار سال گذشته همواره جوامع انسانی و فرهنگ های مختلفی را در دل خود پرورانیده است. زاگرس میانی شاهد مراحل مختلف تکامل فرهنگ از دیرینه سنگی، میانه سنگی و نوسنگی تا مرحله شهرنشینی و تمدن بوده است، با گذشته لرها پیوندی عمیق دارد ( امان اللهی بهاروند، 1379: 326 ). شکل گیری شهرنشینی در جلگه های بین النهرین مانند لرستان منجر به شکل گیری تمدن ها و قدرت های بزرگی چون سومری ها، بابلی ها، اکدی ها، عیلامی ها، آشوری ها و کاسی ها گردید.

تاریخچه ی قوم لر:

منطقه ی زاگرس میانی که یکی از کهن ترین مناطق ایران و جهان به شمار می رود و در طول چهارهزار سال گذشته همواره جوامع انسانی و فرهنگ های مختلفی را در دل خود پرورانیده است.

زاگرس میانی شاهد مراحل مختلف تکامل فرهنگ از دیرینه سنگی، میانه سنگی و نوسنگی تا مرحله شهرنشینی و تمدن بوده است، با گذشته لرها پیوندی عمیق دارد ( امان اللهی بهاروند، ۱۳۷۹: ۳۲۶ ).

شکل گیری شهرنشینی در جلگه های بین النهرین مانند لرستان منجر به شکل گیری تمدن ها و قدرت های بزرگی چون سومری ها، بابلی ها، اکدی ها، عیلامی ها، آشوری ها و کاسی ها گردید.

کاسی ها که از آن ها به عنوان پدران لرهای کنونی یاد می شود در همه ی دوران هخامنشیان و اشکانیان در این سرزمین بوده اند ( ایزدپناه، ۱۳۸۴: ۲ ). و به این نکته بایستی اذعان نمود که سهم لرها از کورش و داریوش و انوشیروان و شاپور و … قابل توجه بوده است.

در این خصوص « هانس » باستان شناس امریکایی می گوید: … زادگاه هخامنشیان در ناحیه ای به نام « انشان » یا « انزان » یعنی بین دو رود معروف کرخه و دز – محل اسکان ایلات بزرگ بختیاری – بوده است ( رحمتی، ۱۳۸۶: ۳۳ ).

پس از اسلام نیز به مدت چند قرن حاکمان بومی و حکام اتابکان لر و والیان لرستان بر این دیار حکمرانی داشته اند. علاوه بر این بنیان گذار سلسله ی زندیه، کریمخان زند نیز مردی لر و از ایل حسنوند بوده است.

واژه ی « لر » نامی است که برای اولین بار در قرن چهارم هجری بر ساکنان زاگرس میانی گذاشته شده است.

بر این اساس، پی به این واقعیت می بریم که از قرن چهارم به این سو، مردمی به صورت یک قوم به نام « لر » و با هویتی تازه بر اساس دو عنصر، یعنی زبان و نامی که به آن ها اطلاق شده است، ظاهر شده اند.

افزون بر این، نام این قوم بر زاگرس میانی که محدوده ی جغرافیایی آن هاست، نهاده شده و به لرستان معروف شده است. لرستان یا بلاداللور در سال ۳۰۰ هجری شامل استان های لرستان، ایلام، بختیاری، کهگیلویه – بویر احمد و شولستان ( ممسنی ) بوده است ( امان اللهی بهاروند، ۱۳۷۹: ۲۳۳ ).

قوم لر

قوم لر

مستوفی معتقد بود که لرستان دارای دو قسم لر بزرگ و کوچک است که به وسیله ی دو برادر به نام های « بدر » و « منصور » اداره می شد. « بدر » برادر بزرگ تر، بر منطقه ی بختیاری، کهگیلویه – بویر احمد و ممسنی حکومت می کرده، لذا این قسمت از زاگرس میانی به نام « لر بزرگ » شناخته می شد.

نیمی دیگر، همان استان لرستان است که در دست برادر کوچک تر بود و به « لر کوچک » منسوب گردید ( مستوفی، ۱۳۶۳: ۵۳۸ ). در این چارچوب « اتابکان لر بزرگ » (۵۵۰ تا ۸۲۷ هـ ق ) و « اتابکان لرکوچک » (۵۷۰ تا ۱۰۰۶ هـ ق ) دو حکومت محلی بودند که در این مناطق تشکیل گردیدند.

حکومت محلی لر کوچک که معاصر با سلجوقیان، مغولان، تیموریان، آق قویونلو، قراقویونلو و صفویان بود، توسط حاکمان محلی – شجاع الدین خورشید، سیف الدین رستم و ابوبکر برادر زاده وی، شرف الدین ابوبکر، عزالدین گرشاسف، حسام الدین خلیلی، بدرالدین مسعود، تاج الدین شاه، فلک الدین حسن و عزالدین حسین، جمال الدین خضر، حسام الدین عمر بیک و صمصام الدین محمود، عزالدین محمود، دولت خاتون، شجاع الدین محمود، ملک عزالدین، سیدی احمد، شاه حسین عباسی، شاه رستم عباسی، آغور، جهانگیر، رستم خان، محمدی و شاهوردی خان – به صورت ایلی و تباری و طایفه ای اداره می شد.

سرانجام در سال ۱۰۰۶ هـ ق با کشته شدن شاهوردی به دست شاه عباس صفوی، عمر حکومت اتابکان لر کوچک خاتمه یافت و از آن پس اداره ی امور به والیگری تغییر کرد ( ایزدپناه، ۱۳۸۴: ۱۱۶-۱۲۸ ) که این شیوه تا سال ۱۳۰۸ یعنی به قدرت رسیدن رضاخان ادامه داشت ( رحمتی، ۱۳۸۶: ۵۹ ).

پس از سقوط سلسله ی لر بزرگ سلسله دیگری در آن سامان تشکیل نشد. لر بزرگ در زمان صفویه به سه منطقه ی بختیاری، کهگیلویه و شولستان ( ممسنی ) تقسیم شد.

در بین این سه منطقه، تنها در بختیاری تشکیلات منسجم ایلی وجود داشت. پس از سقوط افشاریه، بین کریم خان زند از ایلات لر نواحی ملایر و علی مردان خان بختیاری رقابت شدید برای تصاحب تاج و تخت ایران صورت گرفت که نتیجه آن پیروزی کریم خان و شکل گیری سلسله زندیه (۱۱۶۳-۱۲۰۹ هجری ) بود.

سرانجام این سلسله که شاهان و بنیان گذارانش لر بودند و پایتخش را در شیراز قرار داده بود با شکست خوردن لطفعلی خان زند از آغا محمد خان قاجار پایان یافت. در زمان حکمرانی قاجاریه نیز لرها احتمالاً به دلیل انتساب به زندیه به شدت آسیب دیدند ولی توانستند نقش مهمی در انقلاب مشروطیت ایفا نمایند.

با سقوط قاجاریه و تأسیس سلسله ی پهلوی (۱۳۰۴-۱۳۵۷ شمسی ) که موجب پیدایش دولت نوین در ایران شد، به دلیل آنکه دولت مرکزی خواهان تفویض قدرت از ایلات به مرکز شد و ایلات با تجربه ی تلخی که از زمان قاجاریه داشتند، بیمناک بودند که دوباره با تسلط مأموران دولت، مورد ظلم و ستم واقع شوند.

از این رو، درگیری میان ایلات لر و دولت رخ داد و دولت مرکزی پس از جنگ های خونین، توانست بر مناطق لرنشین مسلط شود ( امان اللهی بهاروند، ۱۳۷۹: ۲۳۳ ).

رضاخان با حمله ی مستقیم نظامی به مناطق لرنشین از جمله لرستان، کهگیلویه و بویر احمد و قتل عام دسته جمعی عشایر لرستان به دست کلنل امیر احمدی که به قصاب لرستان معروف است به کوچ اجباری عشایر لرستان به قزوین و زنجان و سایر نقاط کشور دست زد و اقدام به اسکان اجباری عشایر بختیاری نمود که به ضعف اقتصادی و نظامی این ایل منجر شد.

در زمینه ی فرهنگی نیز اقدامات وسیعی از سوی نخبگان وابسته به رضاخان صورت گرفت که از نمونه های آن تأسیس دارالتربیه عشایر، جذب سران و بزرگان قوم لر در مشاغل حکومتی و غیره می باشد.

پس از پیروزی انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی، لرها فعالانه پای در میدان ها نبرد نهادند و از هیچ گونه فداکاری در راه وطن، حیثیت ملی و حفظ انقلاب دریغ نکردند.

وجود ده ها هزار شهید و جانباز لر بهترین گواه در این راستا است. اکنون لرها در بسیاری از نهادها و دستگاه های کشوری – لشکری حضور و فعالیت دارند.

نظام سهمیه بندی برای مناطق محروم، این امکان را فراهم آورده است تا تعداد قابل توجهی از جوانان به دانشگاه ها راه یابند. از طرفی تأسیس دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی در مناطق لرنشین باعث شده است تا جوانان لر، مانند دیگر هموطنان، به کسب علوم و فنون اشتغال وزرند و به مشاغل بالاتری دست یابند.

هم اکنون کمتر رشته ای یافت می شود که مردم لر از آن بی بهره مانده باشند. در واقع پس از انقلاب اسلامی جایگاه واقعی هویت قومی لر در هویت ملی ایران احیا شده است.

بر همین اساس فعالیت لرها محدودیت منطقه ای ندارد و آنان در سطوح مختلف حکومت اعم از سمت های نظامی نظیر فرماندهی کل سپاه پاسداران و سایر نیروهای مسلح، قوه ی مجریه و وزارتخانه ها، ریاست و نمایندگی مجلس، مجلس خبرگان، و مناصب مهم در قوه ی قضائیه و دیگر سمت ها و مشاغل مشغول خدمت بوده و هستند.

قوم لر

قوم لر

پراکندگی جمعیت

قوم لر یکی از اقوام اصیل ایرانی تبار است که عمدتاً در مرکز، غرب و جنوب غربی سکونت دارند و علاوه بر این به صورت پراکنده در نقاط دیگر کشور زندگی می کنند.

محدوده ی جغرافیایی لرها شامل قسمت وسیعی از جنوب غربی و جنوب ایران است که از نواحی بندر بوشهر و نیز « کوهمره سرخی » در جنوب غربی شیراز شروع و تا نواحی مرز ایران و عراق ادامه می یابد.

این منطقه همچنین از بندر گناوه در مسیر یاسوج – لردگان – الگودرز – ملایر – تویسرکان – تا جنوب همدان گسترده شده است. بر این اساس استان ها و مناطق لرنشین کشور عبارتند از:

استان کهگیلویه و بویر احمد.

استان چهار محال و بختیاری.

استان لرستان.

استان بوشهر: شهرستان برازجان و دهستان های لراوی، دشتستان، حیات داودی، شبانکاره و انگالی.

استان فارس: شهرستان های شیراز، ممسنی، سپیدان، کامفیروز، کاکان، آباده طشک، همایجان، کوهمره سرخی، جرقوق، نودان، مناطقی از خفر علیا و کربال، خفر ( دهستان اردکان )، تعدادی از روستاهای خشت و کمارج، تعدادی از دهات دهستان گله دار، تعدادی از دهات سرحد چهاردنگه، دهستان جم و ریژ، بیضا، میمند و فراشبند.

استان خوزستان: این استان از یازده شهرستان تشکیل شده است که شش شهرستان آن را کاملاً یا اکثراً مردمان لر تشکیل می دهند که عبارتند از: ایذه، مسجد سلیمان، بهبهان، دزفول، شوشتر و رامهرمز.

استان اصفهان: دهستان های پشتکوه موگویی، پیشکوه موگویی، چارود و قسمت جنوبی دهستان فریدون شهر.

استان همدان: در این استان لرها در سه شهرستان نهاوند، ملایر و تویسرکان اکثریت را تشکیل می دهند.

استان ایلام: شهرستان های دهلران، دره شهر و آبدانان.

استان کرمان: شهرستان های سیرجان، بافت و جیرفت.

استان تهران: کرج، ورامین و لوشان.

علاوه بر این مناطق، گروه هایی از لرها در استان های، هرمزگان، قم، مرکزی، قزوین، کرمانشاه و خراسان زندگی می کنند ( امان اللهی بهاروند، ۱۳۷۰: ۱۴۵-۲۵۷ ).

گفتنی است که لرهای ایرانی در طی فراز و نشیب های تاریخی به دلایل گوناگون امروزه در برخی کشورهای دیگر هم سکونت دارند. از جمله در کشورهای، عراق، ترکیه، چین، افغانستان و پاکستان.

« مونت استوارت الفونستون » در کتابش با عنوان افغانان مطلبی را تحت عنوان میاخیل و بختیاری ذکر می کند. وی ضمن بررسی چگونگی مراودات میاخیلی ها با بختیاری ها، در خصوص آمار بختیاری ها می نویسد: « میاخیل در حدود سه هزار خانوار و یک چهارمشان بختیاری هستند. قبیله ی بختیاری – گفته می شود – از کرانه های دجله آمده اند و بسیاری از آنان در جنوب غرب ایران زندگی می کنند. تقریباً هفتصد – هشتصد خانوار از این قبیله در دیره بند و در حدود پانصد خانوار در مرغه هستند ( الفونستون، ۱۳۷۶: ۳۴۲ ).

در ارتباط با سکونت لرها در پاکستان نیز سید محمد حسین فرهنگ بیان می کند: « قبیله بختیار: ۱۲۵۰۰ خانوار اغلب با اصالت ایرانی – اصفهانی و موطنشان در پاکستان است و به شیرانی ها از اولاد عبدالرشید ملحق شده اند » ( فرهنگ، ۱۳۸۰: ۲۶۹ ).

شیرانی ها از ایلات بختیاری هستند که امروزه صورت ایلی آن ها متلاشی شده و مخصوصاً بخش اعظم جمعیت این ایل صدها سال است که در اصفهان سکونت دارند و از قدیمی ترین مردم ساکن اصفهان می باشند ( امان اللهی بهاروند، ۱۳۷۰: ۲۰۳ ).

به زعم وی: علی الظاهر بر خلاف اکثریت بختیاری های افغانستان ( که سنی اند ) این جمعیت در پاکستان شیعه مذهب می باشند.

قوم لر

نرخ رشد جمعیت

امروزه ارائه ی آمار دقیق از قومیت ها امکان پذیر نیست زیرا جابه جایی هایی که در جوامع مختلف و به دلایل متفاوت صورت گرفته است باعث شده تا نتوان آمار دقیقی از قومیت ها به دست داد.

تعیین میزان دقیق لرها نیز به دو دلیل اساسی دشوار است.

دلیل اول آن که تاکنون آماری از جمعیت لرها در دست نیست و دلیل دوم پراکندگی لرها در مناطق وسیعی از ایران است.

مثلاً در استان فارس، لرها نه تنها در مناطق مختلف این استان زندگی می کنند، بلکه گروه هایی از آن ها در شهر شیراز به طور پراکنده به سر می برند. در استان خوزستان نیز به همین گونه است.

با این وجود بهاروند معتقد است به طور کلی جمعیت لرها در تمام نقاط ایران بین پنج تا شش میلیون نفر برآورده می شود. گروه های لر با توجه به جمعیت آن ها به ترتیب عبارتند از: لرهای لرستان، لرهای بختیاری، لرهای کهگیلویه – بویر احمد، لرهای استان فارس، لرهای خوزستان، لرهای استان بوشهر، لرهای استان همدان، لرهای استان ایلام، لرهای هرمزگان، لرهای استان قزوین، لرهای استان مرکزی و لرهای استان قم ( امان اللهی بهاروند، ۱۳۷۹: ۲۲۳-۲۲۴ ).

طوایف و تیره ها

قوم لر دارای تقسیم بندی های زیادی است که در مهم ترین و کلی ترین تقسیم بندی به دو شاخه ی لر بزرگ و لر کوچک تقسیم می شوند.

لر بزرگ خود به دو شاخه ی لرهای چهار محال بختیاری و لرهای کهگیلویه و بویر احمد قابل تفکیک است ( رحمتی، ۱۳۸۶)

لر بزرگ بیشتر در استان کهگیلویه و بویراحمد و فارس، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، قسمتی از اصفهان، بخشی از خوزستان و قسمت کوچکی از لرستان زندگی می کنند و دارای تقسیم بندی های گوناگونی هستند که مهم ترین و کلی ترین تقسیم بندی این قوم به نام ایل های آن است. ایل بختیاری بزرگ ترین ایل لر است که خود ایل های بزرگی را شامل می شود.

لر کوچک در لرستان، ایلام و نیز استان همدان و قسمتی از کرمانشاه و مرکزی و شهرستان اندیمشک از استان خوزستان زندگی می کنند.

حد فاصل طبیعی لر بزرگ و لر کوچک رودخانه ی دز می باشد که شرق این رودخانه به لر بزرگ و غرب آن به لر کوچک تعلق دارد ( رحمتی، ۱۳۸۶: ۳۴).

طوایف لر بزرگ و کوچک در استان های مختلف بسیار متنوع و متعددند که ذکر آن ها از حوصله این کتاب خارج است

  • نویسنده : جعفر یوسفی
  • منبع خبر : کتاب قوم لر- جلد 1